شعرهای ناب













+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1392 15:37 توسط محرم قربانی زرنقی |



+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1391 18:6 توسط محرم قربانی زرنقی |



+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1391 18:5 توسط محرم قربانی زرنقی |


تا نیست نگردی ره هستت ندهند 


این مرتبه با همت پستت ندهند


چون شمع قرار سوختن گر ندهی


سر رشته روشنی بدستت ندهند

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن 1391 10:26 توسط محرم قربانی زرنقی |


یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما

سه ترم است که مرا از این درس می اندازید . من که

نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در

روستایمان معلم شوم .

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و

فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به

من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ،

نخواهد موشک هوا کند .

+ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن 1391 0:29 توسط محرم قربانی زرنقی |


از کسی پرسیدند: (( چند سال داری ؟))

گفت : هجده ، هفده ، شاید شانزده ، احتمالا پانزده .

رندی گفت : از عمر چرا می دزدی ؟ این طور که تو پس پس می روی ،


به شکم مادرت باز




می گردی !!!




حضرت مولانا

+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1391 14:3 توسط محرم قربانی زرنقی |


هرگزچشمانت را برای کسی که معنای نگاهت را نمی فهمد گریان مکن

                                                                           

پس مواظب چشمای مهربونتون باشید 

 

«چارلی چاپلین»

+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1391 15:55 توسط محرم قربانی زرنقی |


  • مرد مقدس

شیطانی به شیطان دیگر گفت: آن مرد مقدس متواضع رانگاه کن که در جاده راه
می رود. دراین فکرم که به سراغش بروم و روحش را در اختیار بگیرم…
رفیقش گفت: به حرفت گوش نمی دهد…تنها به چیزهای مقدس می اندیشد.
اما شیطان دیگر، بدون توجه به این حرف خود را به شکل ملک مقرب جبرئیل دراورد و در برابر مرد ظاهر شد.
گفت: آمده ام به تو کمک کنم.
مرد مقدس گفت: باید من را با شخص دیگری اشتباه گرفته باشی… من در زندگی ام کاری نکرده ام که سزاوار توجه یک فرشته باشم.
و به راه خود ادامه داد، بی آنکه هرگز بداند از چه چیزی گریخته است….

*

*

  • مرد پلید

مرد پلیدی، درآستانه مرگ، کنار دروازه ی دوزخ به فرشته ای برمی خورد.
فرشته به او می گوید: فقط کافی است در زندگی ات یک کار خوب انجام داده باشی، و همان یاری ات می کند. خوب فکر کن.
مرد به یاد می آورد که یک بار، هنگامی که در جنگلی راه می رفت، عنکبوتی را سر راهش دید و راهش را کج کرد تا آن را له نکند.
فرشته لبخند می زند و تار عنکبوتی از آسمان فرود می آید. تا مرد بتواند از راه آن به بهشت صعود کند. گروهی از محکومان دیگر نیز از تار عنکبوت استفاده می کنند و شروع می کنند به بالا رفتن از آن. اما مرد، از ترس پاره شدن تار، به سوی آنها برمی گردد و آنها را هل می دهد. در همین لحظه، تار پاره می شود، و مرد بار دیگر به دوزخ برمی گردد…
صدای فرشته را می شنود که: افسوس، خودخواهی ات تنها کار خوبی را که انجام داده بودی، به پلیدی تبدیل کرد…

*

*

  • شوالیه

شوالیه ای به دوستش گفت: بیا به کوهستانی برویم که خداوند در آنجا سکنی دارد. می خواهم ثابت کنم که خدا فقط بلد استاز ما چیزی بخواهد، در حالی که خودش به خاطر ما کاری نمی کند.
دیگری گفت: من هم می آیم تا ایمانم را نشان بدهم.
همان شب به قله کوه رسیدند… و از درون تاریکی آوایی را شنیدند: سنگ های روی زمین را بر پشت اسبانتان بگذارید.
شوالیه ی اول گفت: دیدی؟! بعد از این کوهنوردی، می خواهد بار سنگین تری را هم با خود ببریم. من که اطاعت نمی کنم.
اما شوالیه ی دوم به دستور عمل کرد. هنگام برگشت، سپیده دم بود، و نخستین پرتوهای آفتاب بر سنگ های شوالیه ی پارسا تابید: الماس ناب بودند.
استاد می گوید: تصمیم های خداوند اسرارآمیز، اما همواره به سود ماست.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1391 15:3 توسط محرم قربانی زرنقی |


از این جا ره به جایی نیست

جای پای رهروی پیداست

کیست این گم کرده ره ؟ این راه ناپیدا چه می پوید؟

مگر او زین سفر ، زین ره چه می جوید ؟

از این صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست ؟

به شهری کاندر آغوش سپید مهر

به باران سحرگاهیی خدایش دست و رو شسته است.

به شهری کز همان لحظه ی ازل

بر دامن مهتاب عشق آرام بغنوده است.

به شهری کش پلید افسانه گیتی

سر انگشت خیال از چهره ی زیباش بزدوده است.

کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟

بیا برگرد !

به شهری بر کناره ی پاک هستی ،

به شهری کش به باران سحرگاهی

خدایش دست و شسته است.

به شهری کش پلیدی های انسان این پلید افسانه ی هستی

در این صحرا به جز مرگ و به جز حِرمان

کسی را آشنایی نیست.

بیا برگرد آخر ، ای غریب راه !

کز این جا ره به جایی نیست.

نمی بینی که آن جا

کنار تک درختی خشک

ز ره مانده غریبی ره نوردی بی نوا مرده است؟

و در چشمان پاکش ، در نگاه گنگ و حیرانش ،

هزازان غنچه امید پژمرده است؟

نمی بینی که از حسرت (( کمد صید بهرامیش افکنده است ))

و با دستی که در دست اجل بوده است ،

بر آن تک درخت خشک

حدیث سرنوشت هر که این ره را رود ، کنده است:

که : « من پیمودم این صحرا ، نه بهرام است و نه گورش »

کجا ای ره نورد راه گم کرده ؟

بیا برگرد !

در این صحرا به جز مرگ و به جز حِرمان ،

کسی را آشنایی نیست.

ازین صحرا مگر راهی به شهر آرزویی هست؟

بیا برگرد آخر ، ای غریب راه !

کز این جا ره به جایی نیست

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391 17:6 توسط محرم قربانی زرنقی |


آیا شیطان وجود دارد؟ و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به یک چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم...... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید.
 

نام مرد جوان یا آن شاگرد تیز هوش کسی نبود جز ، آلبرت انیشتن !

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1391 19:39 توسط محرم قربانی زرنقی |


X

سلام
خوش آمدید
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می روی به سلامت سلام ما برسانی


Home
Email
Profile
.:Bahar 20:.

Archives

بهمن 1393

دی 1393

آذر 1393

آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391


Categories

شهریار
مولوی
حافظ
فریدون مشیری
سهراب سپهری
نظامی
خاقانی
صائب تبریزی
شمس تبریزی
محمد عابدینی
پروین اعتصامی
طنز ادبی
تک بیتی های زیبا
سخنان حکمت آمیز
حمیدی باقری
قیصر امین پور
حسین پناهی
سعدی
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
هوشنگ ابتهاج
سیمین بهبهانی
سیمین دانشور
اخوا ن ثالث
محمد علی بهمنی
رهی معیری
سلمان هراتی
جامی
بیدل
عراقی
ایرج میرزا
خیام
شفیعی کدکنی
وحشی بافقی
حمید مصدق
خواجوی کرمانی
نادر نادر پور
با با طاهر
جبران خلیل جبران
عطار
حمید مصدق
قطران تبریزی
حسین پژمان بختیاری
عاشقانه ها
هلالی جغتای
سلمان ساوجی
فروغی بسطامی
فرخی یزدی
فرصت شیرازی
هنر خوشنویسی



Links

مداد مشکی
دومانلی سس
حمیده
استاد حمیدی باقری
بیداری اسلامی
بهشت دل ها
!!ی روز خوب میاد
فرزاد ویلسون
شعر تنهایی
چشم سیاه تو
طنزکده
وبلاگ آموزشی عربی(محرم قربانی)
تبادل لینک
!!ی روز خوب میاد
زاد گاهم زرنق عزیزان
در محضر دوست آقای مسیب موقری
زبان وادبیات فارسی آقای طالبی
سلام من به گل نرگس آقای امین درخشانی
بر بساط نکته دانان استاد موقری
رد پای عشق
قصه های ناگفته دفتر غم
صدای بند وبست
دفتر غم
شیروان موب
حسّ سکوت
بغض
تنها یادگار عشق
به روز ترین وبلاگ موزیک
بارانی برای فردای کویر
کلبه زندگی
تفریح وسرگرمی
ninja ranger
گونش
کلبه ای برای دوست
شا پرک سفید
گیتار منو نخور
LOVE♥♥
طراحی بنرهای پیشرفته
بزرگترین مرجع تفریحی ایران
اس ام اس جدید پیامک عاشقانه جوک خنده دار
تفریح وسرگرمی
حصارک بی دل
صریر
قاصدک
دوستی ومحبت
حرف های خوشمزه آلبالویی
سارا شعر
ساعت مچی LED" target="_blank" style="text-decoration: none">ساعت مچی
تا طلوع سپیده
گالری عکس آفتاب گردان
بهرام پاشایی
h,vhrd cvdk
]hd fhy
جک وتفریح وسرگرمی
تبادل لینک
تمنای وصال
ساعت شنی
شهر چشمانم
عاشق ترین امیر اقلیم آب وآیینه
چشم سخن گو
مجنون تر از مجنون
بزرگترین سایت دانلود
جابر قربانی زرنقی
حمید خاطری
پزشکی
پایگاه اطلاع رسانی هریس پویا
فرهنگ اذربایجان
سایه بونی
اند یشه قصر شیرین
با رانی
نگار
عروس نستعلیق
رسم خیال
جک واس ام اس
هنری 1
هنری 2
کشاورزی وبا غبانی نوین
خط ودل
عروس نستعلیق
پیام قلم نی
ما 7نفر سری جدید
شیطنت عشق
دوزده باغیر زرنق
غنچه های گل سرخ
چرندهای مغز من
خوشنویسی علی
محمد علی
آزادگان
صفای خط
خوشنویسی
استاد حیدری
زرنق ودیگر هیچ
امیر احمد فلسفی
منتخبی از اشعار کا ک باران (کبوتر باران )
هریس اهل بیت عصمت وطهارت
غبارستان
خاطرات به جا مانده از فروغ
ابهام لینک
باب راس
آقا بیگی
پاییز سلیم پور
شعرهای عاشقانه
به نام خدای همه
تا کی ؟
کلبه دانش
ESHGH
ضمن خدمت فرهنگیان
دکتر بیوک تاجری زرنق
آموزش وپرورش هریس
نود 32
صدای تو
شعر وکودکی
سن سیز
با احساس وارد شوید ( آقای حمید خاطری )
گوله جار
ائمه اطهار
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب


بهترین های اندروید
خرید عینک ویفری
برنامه
آرشیو پیوندهای روزانه


Amar


تعداد بازديدها:




پرشین تم - جراحی بینی - جوان - کاراته | رفتن - نمایندگی خودرو