شعرهای ناب

      کبریت های سوخته هم ،

 

                روزی درخت های شادابی بوده اند


                   مثل ما ،

 

          که روزگاری می خندیدیم

 

                   قبل از اینکه عشق روشنمان کند

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم بهمن 1393 18:3 توسط محرم قربانی زرنقی |


ما عقل به صد جام لبالب ندهیم

یک پرتو دل به هفت کوکب ندهیم

با ناز فروغ شب مهتاب بگو

ما یک دم صبح را به صد شب ندهیم !

 

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم دی 1393 15:19 توسط محرم قربانی زرنقی |


آمان آللاه او گوزلردن کی گوزلرده نه لر گوردوم ؟!


نه گوزلر گوزلرم گوزدن گئدن گوندن گئلر گوردوم ؟!


گوزی کی گورموری گوزلر نه فایدا اول گوزل گوزدن ؟!


منی مندن ائدن گوزلر شوکورلر مختصر گوردوم


دئمه اوولاردا وار گوزلر بو گوزلردن اولن اوولار


نه صف چکمیشدی آهولر نه چوخ اوولار ملر گوردوم


قارانلیق عالمیندیدیم منه ظولماتیدیر هر یئر


دومانلیقدان قارالمیشدیم یا زولفوندن دوشر گوردوم


اگر زولفون چکیب پرده منه خوشدور دوشم درده


ساچین گوزدن کنار ائتجک او دمدن شور و شر گوردوم


دئماق مومکون اولان میرکی کسیلمیش دیل دوداقیمدیر


اینان گوزدور باخیر هردم قالان جسمی اولر گوردوم


آتان اوخ باغریمی دلدی صفا سوردی یئرین سالدی


او کیپریکدن اوخ آیریلدی آتان اوخدا هونر گوردوم 


اورک سیندیرمادا تکسن منه خوشدور دیم احسن


کسیب قیرماخدادور دائم او گوزلرده کسر گوردوم


نیگاریم دلبریم نازیم کمان ابرو و مه تاجیم


دوزم هیجرانیوا ایللر بو ایللرده شکر گوردوم


آلان سنسن گوزل سنسن گوزللردن گوزل سنسن


منی آغلار قویان گوزلر او گوزلرده قهر گوردوم


او داغلاردان مارال چیخجاق نه آصلانلار ووروب ییخدی


نه دورواخدا گوجوم قالدی نه قاشماخدا هونر گوردوم


باخیرسان باغری قان اولموش باغیرماقدان ( باغیر ) اولموش


ایتیرسنده قاچیرساندا گئدن گوندن گئلر گوردوم

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آذر 1393 19:21 توسط محرم قربانی زرنقی |


صدای ناز می آید.

صدای کودک پرواز می آید.

صدای رد پای کوچه های عشق پیدا شد.

معلم در کلاس درس حاضر شد.

یکی از بچه ها از قلب خود فریاد زد بر پا.

همه بر پا،چه بر پایی شده بر پا.

معلم نشعتی دارد، معلم علم را در قلب می کارد، معلم گفته ها دارد.

یکی از بچه های آن کلاس درس گفتا بچه ها بر جا.

معلم گفت:فرزندم بفرما جان من بنشین، چه درسی، فارسی داریم؟

کتاب فارسی بردار؛ آب و آب را دیگر نمی خوانیم.

بزن یک صفحه از این زندگانی را.

ورق ها یک به یک رو شد.

معلم گفت فرزندم ببین بابا؛ بخوان بابا؛ بدان بابا؛

عزیزم این یکی بابا؛ پسر جان آن یکی بابا؛ همه صفحه پر از بابا؛

ندارد فرق این بابا و آن بابا؛

بگو آب و بگو بابا؛ بگو نان و بگو بابا

اگر بخشش کنی "با" می شود با "با"

اگر نصفش کنی "با" می شود با "با"

تمام بچه ها ساکت،نفس ها حبس در سینه و قلبی همچو آیینه،

یکی از بچه های کوچه بن بست، که میزش جای آخر هست، و همچو نی فقط نا داشت؛ به قلبش یک معما داشت؛

سوال از درس بابا داشت.

نگاهش سوخته از درد، لبانش زرد، ندارد گویا همدرد.

فقط نا داشت...

به انگشت اشاره او، سوال از درس بابا داشت.

سوال از درس بابای زمان دارد. تو گویی درس هایی بر زبان دارد.

صدای کودک اندیشه می آید. صدای بیستون،فرهاد یا شیرین،صدای تیشه می آید.

صدای شیر ها از بیشه می آید.

معلم گفت فرزندم سؤالت چیست؟

بگفتا آن پسر آقا اجازه این یکی بابا و آن بابا یکی هستند؟

معلم گفت آری جان من بابا همان باباست.

پسر آهی کشید و اشک او در چشم پیدا شد.

معلم گفت فرزندم بیا اینجا، چرا اشکت روان گشته؟

پسر با بغض گفت این درس را دیگر نمی خوانم.

معلم گفت فرزندم، چرا جانم، مگر این درس سنگین است؟

پسر با گریه گفت این درس رنگین است.

دو تا بابا، یکی بابا؟

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابای من نالان و غمگین است؟ ولی بابای آرش شاد و خوشحال است؟

تو میگویی که این بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابای آرش میوه از یازار می گیرد؟ چرا فرزند خود را سخت در آغوش می گیرد؟

ولی بابای من هر دم زغال از کار می گیرد؟

چرا بابا مرا یک دم به آغوشش نمی گیرد؟

چرا بابای آرش صورتش قرمز ولی بابای من تار است؟

چرا بابای آرش بچه هایش را همیشه دوست می دارد؟

ولی بابای من شلاق را بر پیکر مادر به زور و ظلم می کارد؟

تو میگویی که ای بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابا مرا یک دم نمی بوسد؟ چرا بابای من هر روز می پوسد؟

چرا در خانه ی آرش گل و زیتون فراوان است؟

ولی در خانه ی ما اشک و خون دل به جریان است؟

تو می گویی که ای بابا و آن بابا یکی هستند؟

چرا بابای من با زندگی قهر است؟

معلم صورتش زرد و لبانش خشک گردیدیند.

به روی گونه اش اشکی ز دل برخواست.

چو گوهر روی دفتر ریخت.

معلم روی دفتر عشق را می ریخت.

و یک "بابا" ز اشک آن معلم پاک شد از دفتر مشقش.

بگفتا دانش آموزان بس است دیگر؛ یکی بابا در این درس است و آن بابای دیگر نیست.

پاک کن را بگیرید ای عزیزانم،

یکی را پاک کردند و معلم گفت جای آن یکی بابا، خدا را در ورق بنویس...

و خواند آن روز، "خدا بابا"

تمام بچه ها گفتند، "خدا بابا"

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آذر 1393 19:25 توسط محرم قربانی زرنقی |


 

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود

 

وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود

 

من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او

 

گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود

 

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون

 

پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

 

محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان

 

کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود

 

او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان

 

دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود

 

برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم

 

چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود

 

با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او

 

در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود

 

بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین

 

کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود

 

شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم

 

وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود

 

گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل

 

وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود

 

صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من

 

گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود

 

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

 

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود

 

سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا

 

طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مهر 1393 20:14 توسط محرم قربانی زرنقی |


فریاد من از فراق یارست

 

و افغان من از غم نگارست

 

بی روی چو ماه آن نگارین

 

رخساره من به خون نگارست

 

خون جگرم ز فرقت تو

 

از دیده روانه در کنارست

 

درد دل من ز حد گذشتست

 

جانم ز فراق بی‌قرارست

 

کس را ز غم من آگهی نیست

 

آوخ که جهان نه پایدارست

 

از دست زمانه در عذابم

 

زان جان و دلم همی فکارست

 

سعدی چه کنی شکایت از دوست

 

چون شادی و غم نه برقرارست

 
 
 

 

+ نوشته شده در شنبه چهارم مرداد 1393 15:54 توسط محرم قربانی زرنقی |


http://rezakhat.persiangig.com/image/new_folder/rezafarrokh%20%2812%29.jpg

اشکم ولی بپای عزیزان چکیده ام


خارم ولی بسایه گل آرمیده ام


با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق


همچون بنفشه سر بگریبان کشیده ام


چون خک در هوای تو از پا افتاده ام


چون اشک در قفای تو با سر دویده ام


 من جلوه شباب ندیدم به عمر خویش


 از دیگران حدیث جوانی شنیده ام


از جام عافیت می نابی نخورده ام


وز شاخ آرزو گل عیشی نچیده ام


موی سپید را فلکم رایگان نداد


 این رشته را به نقد جوانی خریده ام


ای سرو پای بسته به آزادگی مناز


آزاده من که از همه عالم بریده ام


گر می گریزم از نظر مردمان رهی


عیبم مکن که آهوی مردم ندیده ام
 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393 1:6 توسط محرم قربانی زرنقی |


 
آپلود عکس ، آپلود ، سایت اپلود عکس
 

تو می توانی نیایی

 

امَا من

 

نمی توانم منتظر نباشم

 

همیشه منتظرت هستم...

 

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم خرداد 1393 11:44 توسط محرم قربانی زرنقی |


 
          دلم هوای تو کرده بگو چه کار کنم ؟
 
 
            مــثــل عـکـس رخ مــهـتـاب که افـتـاده در آب
 

                    در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست

 
 
 
 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد 1393 14:22 توسط محرم قربانی زرنقی |


 

نوبهار است، گل به بار است

 

ابر چشمم ژاله‌بار است

 

این قفس چون دلم تنگ و تار است

 

شعله فکن در قفس، ای آه آتشین!

 

دست طبیعت! گل عمر مرا مچین

 

جانب عاشق، نگه ای تازه گل! از این

 

بیشتر کن

 

مرغ بیدل! شرح هجران مختصر، مختصر، مختصر کن

 

عمر حقیقت به سر شد

 

عهد و وفا پی‌سپر شد

 

نالهٔ عاشق، ناز معشوق

 

هر دو دروغ و بی‌اثر شد

 

راستی و مهر و محبت فسانه شد

 

قول و شرافت همگی از میانه شد

 

 

از پی دزدی وطن و دین بهانه شد

 

دیده تر شد

 

ظلم مالک، جور ارباب

 

زارع از غم گشته بی‌تاب

 

ساغر اغنیا پر می ناب

 

جام ما پر ز خون جگر شد

 

ای دل تنگ! ناله سر کن

 

از قویدستان حذر کن

 

از مساوات صرفنظر کن

 

ساقی گلچهره! بده آب آتشین

 

پردهٔ دلکش بزن، ای یار دلنشین!

 

ناله برآر از قفس، ای بلبل حزین!

 

کز غم تو، سینهٔ من پرشرر شد

 

کز غم تو سینهٔ من پرشرر، پرشرر، پرشرر شد

 
 
 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم خرداد 1393 14:55 توسط محرم قربانی زرنقی |


X

سلام
خوش آمدید
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
تو می روی به سلامت سلام ما برسانی


Home
Email
Profile
.:Bahar 20:.

Archives

بهمن 1393

دی 1393

آذر 1393

آبان 1393
مهر 1393
شهریور 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391


Categories

شهریار
مولوی
حافظ
فریدون مشیری
سهراب سپهری
نظامی
خاقانی
صائب تبریزی
شمس تبریزی
محمد عابدینی
پروین اعتصامی
طنز ادبی
تک بیتی های زیبا
سخنان حکمت آمیز
حمیدی باقری
قیصر امین پور
حسین پناهی
سعدی
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
هوشنگ ابتهاج
سیمین بهبهانی
سیمین دانشور
اخوا ن ثالث
محمد علی بهمنی
رهی معیری
سلمان هراتی
جامی
بیدل
عراقی
ایرج میرزا
خیام
شفیعی کدکنی
وحشی بافقی
حمید مصدق
خواجوی کرمانی
نادر نادر پور
با با طاهر
جبران خلیل جبران
عطار
حمید مصدق
قطران تبریزی
حسین پژمان بختیاری
عاشقانه ها
هلالی جغتای
سلمان ساوجی
فروغی بسطامی
فرخی یزدی
فرصت شیرازی
هنر خوشنویسی



Links

مداد مشکی
دومانلی سس
حمیده
استاد حمیدی باقری
بیداری اسلامی
بهشت دل ها
!!ی روز خوب میاد
فرزاد ویلسون
شعر تنهایی
چشم سیاه تو
طنزکده
وبلاگ آموزشی عربی(محرم قربانی)
تبادل لینک
!!ی روز خوب میاد
زاد گاهم زرنق عزیزان
در محضر دوست آقای مسیب موقری
زبان وادبیات فارسی آقای طالبی
سلام من به گل نرگس آقای امین درخشانی
بر بساط نکته دانان استاد موقری
رد پای عشق
قصه های ناگفته دفتر غم
صدای بند وبست
دفتر غم
شیروان موب
حسّ سکوت
بغض
تنها یادگار عشق
به روز ترین وبلاگ موزیک
بارانی برای فردای کویر
کلبه زندگی
تفریح وسرگرمی
ninja ranger
گونش
کلبه ای برای دوست
شا پرک سفید
گیتار منو نخور
LOVE♥♥
طراحی بنرهای پیشرفته
بزرگترین مرجع تفریحی ایران
اس ام اس جدید پیامک عاشقانه جوک خنده دار
تفریح وسرگرمی
حصارک بی دل
صریر
قاصدک
دوستی ومحبت
حرف های خوشمزه آلبالویی
سارا شعر
ساعت مچی LED" target="_blank" style="text-decoration: none">ساعت مچی
تا طلوع سپیده
گالری عکس آفتاب گردان
بهرام پاشایی
h,vhrd cvdk
]hd fhy
جک وتفریح وسرگرمی
تبادل لینک
تمنای وصال
ساعت شنی
شهر چشمانم
عاشق ترین امیر اقلیم آب وآیینه
چشم سخن گو
مجنون تر از مجنون
بزرگترین سایت دانلود
جابر قربانی زرنقی
حمید خاطری
پزشکی
پایگاه اطلاع رسانی هریس پویا
فرهنگ اذربایجان
سایه بونی
اند یشه قصر شیرین
با رانی
نگار
عروس نستعلیق
رسم خیال
جک واس ام اس
هنری 1
هنری 2
کشاورزی وبا غبانی نوین
خط ودل
عروس نستعلیق
پیام قلم نی
ما 7نفر سری جدید
شیطنت عشق
دوزده باغیر زرنق
غنچه های گل سرخ
چرندهای مغز من
خوشنویسی علی
محمد علی
آزادگان
صفای خط
خوشنویسی
استاد حیدری
زرنق ودیگر هیچ
امیر احمد فلسفی
منتخبی از اشعار کا ک باران (کبوتر باران )
هریس اهل بیت عصمت وطهارت
غبارستان
خاطرات به جا مانده از فروغ
ابهام لینک
باب راس
آقا بیگی
پاییز سلیم پور
شعرهای عاشقانه
به نام خدای همه
تا کی ؟
کلبه دانش
ESHGH
ضمن خدمت فرهنگیان
دکتر بیوک تاجری زرنق
آموزش وپرورش هریس
نود 32
صدای تو
شعر وکودکی
سن سیز
با احساس وارد شوید ( آقای حمید خاطری )
گوله جار
ائمه اطهار
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب


بهترین های اندروید
خرید عینک ویفری
برنامه
آرشیو پیوندهای روزانه


Amar


تعداد بازديدها:




پرشین تم - جراحی بینی - جوان - کاراته | رفتن - نمایندگی خودرو