X
تبلیغات
شعرهای ناب - یه شعر فوق العاده از مهدی اخوان ثالث
شعرهای ناب

چند صباحی است عاشقی گناه شده

و عاقلان بی گناه، ما را سرزنش می کنند  ،

 

ما را خیالی نیست

 چرا که اگر عاشقی گناهست ، ما غرق گناهیم

 

تقدیم به هم گناهم !!!!


به دیدارم بیا هر شب ، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند
دلم تنگ است .

بیا ای روشن ، ای روشن تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است.

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده ، وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهیها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی

بیا ای هم گناه من درین برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ

به دیدارم بیا ، ای همگناه ،

ای مهربان با من
که اینان زود می پوشند رو در خوابهای بی گناهیها

و من می مانم و بیداد بی خوابی.
در این ایوان سرپوشیده ی متروک
شب افتاده ست و در تالاب ِ من دیری ست
که درخوابند آن نیلوفر آبی و ماهیها، پرستوها

بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی ، اما بپوشان روی
که می ترسم ترا خورشید پندارند
و می ترسم همه از خواب برخیزند
 و می ترسم همه از خواب برخیزند
و می ترسم که چشم از خواب بردارند

نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
نمی خواهم بداند هیچ کس ما را
 و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهیها که با آن رقص غوغایی
نمی خواهم بفهمانند بیدارند.

شب افتاده ست و من تنها و تاریکم
و در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
پرستوها و ماهیها و آن نیلوفر آبی
بیا ای مهربان با من !
بیا ای یاد مهتابی !

نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1391ساعت 19:2 توسط محرم قربانی زرنقی| |


روزنامه - رستوران - گویا آی تی - تک تمپ - قالب بلاگفا | مسکن ها - گرافیک - وبلاگ