مگه تو نگفته بودی عشق و زندگی قشنگه
مگه تو نگفته بودی عشق و زندگی قشنگه
ولی خب نگفته بودی که همه اش بی آب و رنگه
تو همیشه گفته بودی وقتی عاشق میشی انگار
دل دریا رو گرفتی توی دستای سپیدار
مگه نرخ خوبی چنده؟ که تو برگای برنده
تو به این راحتی سوختی؟ مگه تو نگفته بودی؟
من تو دریای جنونت دل دادم به آسمونت
بادبونامو سپردم به نگاه مهربونت
گم شدم تو دل بارون با یک حال عاشقونه
تو که گفتی نمیدونی پس بگو آخ کی میدونه؟
مگه من دوست نداشتم؟ مگه عاشقم نبودی؟
مگه آخرین بهانه واسه دلم نبودی؟
مثل گل،مثل یه سایه مثل بی کرانه دریا
مثل یه حس عجیبی تویه صندوقچه رویا
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:18 توسط محرم قربانی زرنقی
|